خرید بک لینک
" کم دوام ترین حس در قلب آدمي شادیستاندوه امازنده می ماند در قلب آدم تا زنده است"اين را داده بود با خط خوب نوشته بودند روي يک کاغذ ابروباد و قابش کرده بود به ديوار اتاقشيه روز که رفته بودم بهش سر بزنم گفت: پسر یه چیزی مثل سنگ توی سینمه ، انگار بغضه .گفتم : خب گریه کنگفت : اره بايد گریه کرد ، کم هم نه خيلي زيادگفتم : آره بابا گریه بايد کرد تا بغض صد گرهملوانای سانچیزلزله کرمانشاهمرگ اهورا ، ستايش ، بنيتاسقوط اتوبوس سربازا به درهتصادف اتوبوس دانش آموزانغم آتش نشانای پلاسکوغواصای دست و پابسته عملیات کربلاي 4مرزبانای شهیدمدافعان وطني جنگ سوریهاز سينه باز بشه .. + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۶ساعت 10:44 توسط فرزاد |

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:51

پسر ايران خانوم بودخوب و با ايماناز آن خوبهايي که هيچ بدي در وجودش جا نداشت نه در چشمش ، نه در فکرش و نه در قلبش .يک شب در آمد خانه ي مابابا دستش را گرفت و کشاندش توي خانه ،بابا ميگفت : مثل اين جوان ديگر کسي نمي بيند به اين خوبي ،مامان چادر سرش نکرد از بس چشم پاک بود "مجتبي"چند روز بعد از آن شب ، مجتبي رفت جبهه ...چند ماه بعد هم ايرانخانم کوچه را چراغاني کرد و اسم کوچهمان شد " شهيد مجتبي بُرمُوره "بابا توي مراسم مجتبي هر که را مي ديد ميگفت : دنيا مثل اين بچه ديگر نمي بيندتا توي آن محل بوديم هر چند وقت يکبار بابا دستمال ميکشيد به روي ماه مجتبي که حک شده بود روي تابلوي کوچهحالا پدر مجتبي که سالها قبل دست از دنيا بريده بود نبود که ببيند مجتبي شده فخر اين محلايران خانم سال مجتبي از بابا تشکر کرد که براي مجتبي پدري کرد ، که جاي باباي مجتبي برگه رضايت به جبهه رفتن او را امضا کردايران خانم براي بابام دعا کرد که " مجتبي دستگيرتان باشه عباس آقا " ...https://t.me/farzandekohestan + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۶ساعت 10:24 توسط فرزاد |

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 9:35

کلمات دنياي عجيبي دارند
مثل شمع ميمانند
زاييده ميشوند
با هم جمله ميشوند
به بلوغ مي رسند
مفهوم خلق ميشود
همانطور که نور و روشنايي از شمع
و بعد آرام يک گوشه
خاموش ميشوند ...

+ نوشته شده در شنبه دوم دی ۱۳۹۶ساعت 13:15 توسط فرزاد |

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 13:08

صفحه بندی